نگاهی دیجیتالی به آموزههای دینی در قرن 21
جامعه جوان امروزی شیفته فنآوریهای جدید و پیشرفتهای علمی نوین چنان غرق آموختهها و دیدههای جدید خود گشته که کمتر به ماهیت پیام دین و ارزشهای آن میاندیشد و اینجاست که باید آستین را بالا زد و نگاهی نو از دین را به جوانان نشان داد.
عصر حاضر از یک طرف ملقّب به دنیای ارتباطات یا انفجار اطلاعات است که در آن همه افراد جامعه بشری در هر نقطهای که باشند به راحتی میتوانند با هم ارتباط بر قرار کنند و به ظاهر خیلی از این وضعیت جدید خوشحال و مسرور هستند این در حالی است که بیش از 14 قرن است که اسلام مفهوم ارتباط را برای بشر تبیین کرده است. که انواع ارتباطات را خداوند برای ما بیان کرده ولی ما توجه نداشتهایم.
ارتباط انسان با خدا بطور مستقیم، چنان سریع و زیبا است که تا انسان پی به زیبایی و عظمت این ارتباط نبرد متوجه جذابیت و ارزش چنین ارتباطی نمیگردد. ارتباط مستقیم و بدون واسطه بشر با خداوند وقتی که دل انسان (Connect) میشود بصورت (On-line) خدا به حرفهای بشر گوش میدهد و از آنجا که خداوند سمیع و بصیر است آدمیزاد با هر زبان و لهجهای بخواهد و با هر پروتکلی به صورت مشترک(fttp) میتواند آنچه که در دل دارد را به خدا بگوید و برای این عمل حتی بعضی وقتها نیازی به سخن گفتن هم نمیباشد. کافی است آدم فایل(File) اسرار دلش را از هارد(Hard) وجودش را بلوتوث(Bluetooth) کند برای آسمان، آن وقته که ابر رایانه دستگاه عظیم خلقت تمام مقدرات و مسائل دنیا را به گونهای زیبا کنار هم قرار میدهند تا حتی رازها و دعاهای ناگفته بنده مستجاب شود همانطور که در دعای ماه رجب میخوانیم ( یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تهنن منه و رحمه ) و یا اینکه خداوند فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.
بله ارتباط دیجیتالی با خدا حال و هوای دیگهای داره، اما وقتی که انسان میخواد وارد این فضای رسانهای بشود باید بداند که مخابرات سیستم الهی همیشه و همه جا در هر مسجد و امامزاده یا معبد و محرابی مقدمات سرویسدهی لازم را برای اتصال رم(Ram) وجودی انسان به هارد بی نهایت آسمان و هستی را فراهم کرده است اما امان از وقتی که گوشی ما آدمها خراب باشد و با ویروسهای انواع گناهانی که در تمامیاعضاء و جوارح ما رسوخ کرده اند مانع از انتقال پیامهای الهی به ما و عکس العمل مناسب ما به این پیامهامیشود. البته صرف نظر از مشکلات سختافزاری و نرمافزاری قلب و چشم و گوش انسانهای امروزی مشکلات خطوط ارتباطی فرشیان با عرش نیز وجود دارد. لذا خطوط مختلف نیز در نوع و کیفیت ارتباط تأثیر دارد، بعضی خطوط فقط در بعضی جاهای خاص آنتن میدهند مثل خطوط آدمهای که در طول یک سال آنقدر دور برشان کار و مال و منال و رفیق و خانواده و غیره خطوط دلشان را شلوغ کرده که برای ارتباط آسمانی همیشه ذهنشان مشغول محاسبات دنیا و وقتشان برای همه چیز جز خدا پُره، این افراد از متصل شدن به پهنای باند بالا معرفت الهی محرومند و چون از لذا مناجات و ارتباط با خدا غافل هستند هر وقت که گوشی آنها با زنگ اللهاکبر و حی علیالصلوة زنگ میزند گوشی را خاموش میکنند و به ندرت وقتی که کار دارند جواب ندای آسمانی را میدهند، البته در مواردی خاص مثل شبهای قدر یا ایام عاشورا که جوّ عمومی فضای رحمت و حماسه را در گوش تمامی مردم طنین میاندازد و با قدرت الهی تمامی خطوط نفسانی و وسوسههای شیطانی برای مدتی اشغال میشود این آدمها وقت میکنند به پیامهای آسمانی که از جنس معرفت و صفای باطنه گوش کنند و اگر زرنگ باشند در بعضی از شبهای ماه رمضان شارژ معنویت یک سال را تأمین میکنند و در یک شب و روز عاشورا کوک غیرت و شجاعتشان را کوک میکنند و برای همین است که همیشه بساط دین و ایمان کنار بساط زر و زیور دنیا نیز بر قرار است.
متاع کفر و ایمان بیمشتری نیست گروهی این پسندند و گروهی آن
و در این میان آدمهایی هستند که گوشی آنها ظاهراً روی(silent) هست و تا تماس یا پیامی از جنس آسمانی میآید گوشهای خلوت پیدا میکنند و با دو رکعت نماز و چند صفحه قرآن یا دعا و مناجات جواب پیامهای خدا را میدهند حالا این ما هستیم که باید انتخاب کنیم که گوش به زنگ باشیم تا محبوب آسمانی ما را با اذان صدا بزند یا اینکه سرگرم معشوقه حب مال و فرزند شویم و تنها به پیامها و تلفنهای مورد علاقه خودمان پاسخ بدهیم.
فضای ارتباطات را اگر بخواهیم بیشتر از این باز کنیم میتوان مطالب دیگر هم گفت اما در این دلنوشته بهطور خلاصه به مواردی اشاره شد زیرا ما آدمها در دنیای سرعت و شتاب برای غذا خوردن وقت نداریم و میرویم ساندویچی یا همان(fast food ) و غذای جسم را سریع و باشتاب میخوریم دیگه کمحوصله شدیم و عادت کردیم به اینکه مسائل را خیلی سریع و شستهورفته برامون بگن، و برای همین تا مجلس موعظه و پندی برقرار باشه ندای حوصله نداریم را داد میزنیم و وقتی که رسانه توحید ندای اللهاکبر و حیّ علی خیرالعمل را فریاد میزند بیتوجه از کنار آن رد میشویم و البته هستند افراد فراوانی که منتظر رابطه با خدا هستند و انتظار پیام اذان و حضور در صف نماز جماعت را برای کسب فیض آسمانی میکشند.
به هر حال ما انسانها در چرخه دنیا دیجیتالی و مدرنیته رفتار و سلیقهمان عوض شده است و به ظاهر رفتار عجیبی داریم. مثلاً برای سرگرمی و تفریح میرویم سینما و یا پای یک سریال 30 تا 70 قسمته مینشینیم و نهایت یک یا دو پیام را یاد میگیریم مثل سریال فلان که تمام شبهایی که مردم پایه جعبه جادویی نشسته بودند، فقط یک یا دو پیام را یاد گرفتند مثلاً دوستی خیابانی آخر و عاقبت ندارد و اگر چه بد آموزیهای فراوانی را نیز در کنار این پیام به خورد مردم نیز داده شد. اما وقتی که همان پیام را از یک عالم یا روحانی به صورت مختصر و مفید در قالب یک آیه شریفه، حکایت یا حدیث میشنویم بیتوجه از کنار آن رد میشویم. زیرا فضای دنیا مجازی ذائقه ما را تغییر داده است و دیگه کمتر حرفهای خوب و قشنگ را میطلبیم کافی مطلبی کمی چاشنی طنز لمپن یا جک داشته باشد تا مورد قبول ما واقع گردد، این تغییر ذائقه را میتوان در رفتار تغذیه جامعه کودک و نوجوان بخوبی مشاهده کرد که به یک پیتزای کمارزش از نظر مواد غذائی با 80% خمیر و 20% مخلّفات گیاهی و شبهگوشت را میپسندد و آنرا به یک چلوکباب برگ خوشمزه ترجیح میدهند. به هر حال دنیای امروز از جنبههای مختلف متحول شده است و در حالی که هم چیز به سرعت و شتاب فراوانی انجام میشود اما همه گرفتارند و وقت ندارند چرا که تجملات و رقابت برای کسب دنیای بیشتر و بهتر چنان ذائقه ما آدمها را متحول کرده است که بکلی دگرگون شدهایم و برای همین است که طوفان تهاجم فرهنگی ابتذال با محصولات متنوع آن شبیخون فرهنگی را تا خلوت افراد در اتاق و کامپیوتر شخصی وارد کرده است و در چنین وضعیتی تغییر اندیشه آدمها با چاشنی توجیه مسائل، ناتوی فرهنگی را به ارمغان آورده است که دیگر نیازی نیست که دیگران انحراف را برای ما دیکته کنند، بلکه افرادی از جنس خودمان از همین هویت و ملیت ایرانی خواسته یا نخواسته نگرش غربی خود را با زرق و برق دنیای دیجیتالی در مطبوعات و سینما و سایر محصولات فرهنگی به خورد این مردم شریف میدهند.
اما از فضای ارتباطات که خارج شویم، امروزه موضوع انرژی هستهای فراگیرترین موضوع با پرستیژی است که جهانیان کلی به آن افتخار میکنند، غافل از اینکه این مطلب هم حرف تازهای نیست. اگر خوب نگاه کنیم به لحظات غنی شده عمر گرانمایه در هنگام دعا مناجات خصوصاً در شبهای قدر که بهتراز 1000 ماه معادل حداکثر عمر مفید آدمها یعنی 83 سال است اگر کسی بتواند لحظه طلائی و فرصت استثنائی شب قدر را درک کند میتواند در خویشتن خویش انقلابی عظیم بر پا نماید. مگر همین فضیل عیاض رییس راهزنان و دزدهای سر گردنه نبود که به یکی از بزرگان عرفان اسلامی تبدیل گردید. لذا وقتی گوشی شنوا باشد و پیام قران را که میفرماید: «اَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا اَنْ تَخْشَعُوا قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِالله» را خوب و درست بشنود تحول حاصل میشود. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
اما وقتی به وضعیت دنیای آدمهای غرق در ماشین و تکنولوژی روز خوب نگاه میکنیم متوجه میشویم که فرکانس شنوائی آدمها میبینیم که فرمت خاص جدیدی پیدا کرده اند و فقط چیزهای را میشنوند که به نحوی برایشان منفعت داشته باشد و کمتر صدای حق یا وجدان خودشان را میشنوند و برای همین خداوند در همان لحظه نزول قران به پیامبر اکرم ـ صلیالله علیه وآله وسلّم ـ فرموند که هستند انسانهای که گوش آنها در مسیر حب دنیا دارای تغییراتی میشوند که دیگر کلام حق را نمیشوند. «لَهُمْ آذانٌ لایَسْمَعُونَ بِهَا»(اعراف، 179) یعنی ظاهراً سیستم شنوائی کار میکند اما طول موج یا فرمت نوع دستگاه شنوائی آدمیزاد روی طول موج دریافت فرکانس کلام خدا تنظیم نیست.
همین مسئله نظیر آدمهای که همه چیز را میبینند ولی اما خودشان را کمتر میبینند وجود دارد. و برای همین به همه چیز و هم کس ایراد میگیرند مگر رفتار و کردار خودشان که خداوند این دسته آدمها را نیز اینگونه معرفی کرده است که چشم دارند ولی آنچه را که باید ببینند نمیبینند.«لَهُمْ اَعْیُنٌ لایُبْصِرُونَ بِهَا»؛ بنابراین اگر انسان خوب چشم و گوش خود را باز کند و صدا وجدان را بشنود و یا عظمت و قدرت مقدرات الهی را در چرخه روزگار مشاهده کند و آنچه را که لازم است را درک کند. خیلی راحت میتواند چیزهای را ببیند یا بشنود که صفای باطن و حال و هوای دیگری را به آدم میدهند. و در این حالت است که ویروسهای شیطان با وجود اینکه آدمها را از تمامی اطراف محاصره کرده اند اما قدرت بههمزدن سیستم بنده مؤمن را ندارند زیرا از دو جهت آسمان و زمین در هنگام دعا و مناجات در سجده که شیطان به آن دسترسی ندارد میتوان ارتباطی شیرین را با خدا برقرار کرد.
به عنوان مثال توجه به شخصیت والای حضرت امام خمینی ـ رحمةالله علیه ـ که حتی شیطان بزرگ آمریکا با تمام قدرتش در مقابل عظمت این شخصیت عرفانی گیج شده بود نشان میدهد که چگونه انسان میتواند با درک حقیقت هستی انرژی عظیمی را بدست بیاورد که حتی ابرقدرت سیاسی و نظامیدنیا با تمام ابزار خود نتوانند حریف یک پیرمرد آسمانی اهل دل بشوند که به تنهایی توانست معادلات جهانی را که در آن زر و زور و زیور حرف اول را میزد را عوض کند و در گوشهای از این جهان عارفی آمد که جوانهای همین مرز و بوم را که با ویروسهای فساد و فحشاء یا آلوده شده بودند و یا تهدید میشدند را توانست دگرگون کند و دلهای همه را یکجا چنان فرمت کند که تمامی مردم ایران زمین با همه تفاوتهای زبانی و قومی روح و دلشان آسمانی گردید. و دیگر کسی خود یا منافع خانواده و دوستان خود را نمیدید. همه گوش به فرمان مرادشان بودند که او چه میگوید.
بله اگر انرژی روح عظیم انسانی که در آن قدرت خلیفه الهی ذخیره شده به درستی آزاد شود و آن امانت الهی را که آسمان و زمین قدرت تحمل آنرا نداشتند به درستی پاسداری شود و در جای خودش قرار گیرد هر آدمی یا یک انقلاب و تحول درونی میتواند چنان تحول قلبی را در خویش به وجود بیاورد که از بستر زمین و فرش به جایگاه آسمان و عرض پرواز کند و اینجاست که ما آدمها از آن نیروی غنی شده روح خودمان غافلیم! که اگر در یک شب قدری آنگونه که شایسته است قدر خودمان را بدانیم، میتوانیم چنان بمب معرفتی و هویتی را در جهان منفجر کنیم که تمامی شیطانها را مدفون و خانهنشین کند و یا قدرت آنها را از بین ببرد.
لذا اگر ما آدمها قدر فرصت ویژه و طلایی حساب ذخیره الهی را در این شبها بدانیم و اگر بفهمیم که هر کسی که با یک سبد اخلاص و ایمان بیاید در خانه خدا میتواند بدون قرعهکشی، سعادت دنیا و آخرت را از شب قدر بواسطه رحمت الهی و شفاعت ائمه معصومین هدیه بگیرد میتواند به اوج کرم و بخشش الهی دست بیابد و این یعنی نهایت درجه لطف پروردگار که نصیب بندگان خداجو میگردد.
والسلام
جلال نوری بامداد روز هشتم ماه مبارک رمضان مورخ 7/6/88